سلام.هر کس مایل اسمش رو بوم سفید ما نوشته بشه تو قسمت نظرات اطلاع بده با چه اسمی و چه رنگی.....بوم ما سفیده سفیده...پاک پاک...بوم شما چطور؟
معصومه عاطفه مریم عطیه(آجی عاطفه) شبنم
پریسا مژگان رهرو آیدا پارمیدا
ساناز صبا(رزی) مهسا آیـــناز سارا ژون
مریم محمد رضا فاطمه تیموری سمیرا
شیوا سبا گوگولی سمانه مهلا مهسا جون
میناو مهران صابر عرفان نگین
رزا و ندا کیوان جوون ژاله الناز افشانی
پلنگ صورتی گلسا امینه ریحانه ساناز فرگل
ماهور محسن و غزاله اهورا ساره نیوشاونیلان
فاطمه روشنک فاطمه حسین پور محیا سحر
سارا(خواهر ساناز) آمنه میرشکاری ساره مرادی
فرشته صبا و آرزو فرگل ترانه دنیا حدیث
منصوره نسرین خیرابی نگین راضیه
فاطی مهربون و نادیا بهشته صبا
سیمین و سروه امینه - شیماوبهار- پریسا (سازی) سحر مریم الهام.ک سپیده
مبینا و مونا فاطمه هیوا فرجی نرگس
مهسا و پریسا sadafe_darya32 ساجده
نگار (سارا هراتی) یلدا سهیل
مهسا نیاز مرجان حنانه حوریه نیلوفر.س
مامان مینا جووون جونم گلسا وحید
محسن×عارف×سیاوش فائزه فریبا حوری
مونا و مهسا فرناز مریم پارسا مینا ملیکا
آسایش و آندیا مهســـــــــــــــــــــا
زهرا پانی وجیهه نسیم (مریم.س)
پرینکا هیوا جون مرضیه فرناز پارمیدا
آرزو مونا گلناز علیرضا مهرانگیز -هلند
سارا حنانه پونه و پارمی بهناز
<<شادیNICE>> شبنم زاهدی
تروسکه قادری پریسا و پریا حسام باران
فاطی فریده مهلا پردیس رقیه جاهدی
عسل پرنیان عباسی از مشهد مائده
پریسا زارع از یزد سحر افشانی هما.ش ترانه گلی
فاطمه(pink) دلارام یاسمن ساناز فهیمه
پرنیان مریم پریچهر محمدرضا (بیتا مهری)
تینا بهرامی *فاطمه* شاسوسا هانا مهسا شراره
سارا نگیسا مهسا سارینا ×روشنک/من و تو×
سارینا و محمد آنیتا هستی از عراق هانیه
مبینا آتنا الهه افشانی پرنیان خیرابی آیلار خیرابی
عاشق k1(هما) مهتا مهرناز
((الهه.الهام.زهرا.هیوا.مریم.پرنیان.آرمیتا))
مهدیه مهسا خاطره شیوا عاطفه
زینب ساجده-المیرا-رحیم-فاطمه حسین پور
مهسا شریف زاده فائزه @ سیاوش مریمmm
ریحانه.ش شیدا نازنین مهشاد هلیا شیما آرزو@
لطیفه (مهتاب زیبا) فاطمه
< ستاره ی س1هیل وm s> شاینا نگار
مریم خیرابی سپیده و ساجده از تهران
هما کیوان اف و سپیده سیاوشی
افشان محسنی و ساکت کیوانی و افشانه و ساکته
ندا سیاوشی آیدا افشانی (نجمه و نرگس)
(مریم قرخانی مریم رقیه پناهی کلاس سوم انسانیa )
ساناز121مهساcute شهرزاد وشیرین
سمیرا،لیلا اورنگ سبا فائزه جون نیکتا ILI
حمیرا فائزه خیرابی شهرزاد و هانی
لطیفه پانیذ افشانی نیلوفر ساکت اف
لیدا.ش از مشهد نیلوفر ss مریم و
علی مطهره فاطمه برزوکی آتنا
مهسا و پريا فراهانى فرزاد کارینا عرفان
فاطمه فهیمه وفاطمه
[ ]
+ نوشته شده در ساعت18:59 توسط معصومه و عاطفه
سلام
این بنر وبلاگ بوم سفیده ...........................دوست داشتی بذار تو وبت
برای تبادل لینک و.... در قسمت نظرات اطلاع بدید.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت18:40 توسط معصومه و عاطفه
بامداد امروز ساعت۳:۵ صبح ۷شهریور ۸۸ محسن افشانی با خودروی هیوندای کوپه در اتوبان چمران چپ کرد که خودروی او پس از ملق های شدید و ۳۰۰متر کشیده شدن روی زمین بابرخورد به جدول کناره چمران به صورت واژگون متوقف شد.
محسن افشانی پس از عکس برداری از نقاط مختلف بدن فقط از ناحیه انگشت و کمر و پا اسیب دیده.
حالش تقریبا وخیم است طی اس ام اسی که همکاران او در این رابطه سایر افراد را مطلع ساختند به شرح ذیل میباشد:
سو قصد به جان محسن افشانی:
خودروی ۴۳میلیونی محسن افشانی چپ شد برای سلامتی او دعا کنید و این خبر را منتشر کنید.
محسن افشانی حادثه را تعقیب یک دستگاه مرسدس بنز سی ال اس مشکی اعلام کرد که اذعان داشت:
از اتوبان صدر تا پمپ بنزین ولنجک او را تعقیب میکرده و بعد از پمپ بنزین ولنجک کنار اتومبیل او امده و با هوشیار کردن محسن باضربه ای به صورت کاملا از پیش تعیین شده به گلگیر سمت راننده کوبیده و محسن با برخورد به تپه خاکی که کنار اتوبان(دقیقا روبروی نمایشگاه) بدون هیچ علامت باز دارنده ای ریخته شده بود پس از اصابت خودرو واژگون شده و ادامه داستان...
طی نتیجه گیری از اتفاقات گذشته که محسن افشانی دو پرونده ی سنگین مربوط به طلبی که از تهیه کننده خود به مبلغ ۱۰میلیون تومان (تهیه کننده ی ماهی کوچولو ها دعا میخوانند) از اقای محمد کمالی پور و هم چنین مبلغ ۱۱ م ۶۰۰ تومان از مدیر برنامه اش مسعود قبادی طلب دارد و هم چنان شکایت او در محاکن قضابیی جاریست بیم ان میرود که سوقصد از پیش تعیین شده باشد.
محسن افشانی با مراجعه به پلیس ، ردگیری راننده ی خودروی سی ال اس را پی گرفته تا ان شا ا... عامل این سو قصد مشخص گردد.
من محمد به عنوان یکی از طرفدارای محسن افشانی مثله خیلی از شما میگم که محسن چون بین هم سن سالان خودش و هم عرصه هاش سری تویه سرها داره به نظر من هم بهترین گزینه برای عاملان این اتفاق بود.
این خبر رو به سرعت منتشر کنیدو به زودی توی مجلات میبینید.
حامیان محسن افشانی هرجایی که میتونن از عمل محمد کمالی پور تهیه کننده قلابی و مسعود قبادی
مدیر برنامه ی قلابی خبر منتشر کنند.
واسه سلامتیه محسن دعا کنید...
سلام دوستان ممنون از همتون نیم ساعت پیش متوجه شدم محسن عصر حالش بهتر شده و تونسته بره سر فیلم برداری...الان ساعت ۲۱ که این خبر رو میگم اگر باز خبری شد میام و اطلاع میدم لطفا دیگه نیاید هی بگید چه خبر چه خبر...
باتشکر خدانگهدار
منبع :وبلاگ رسمی محسن افشانی
[ ]
+ نوشته شده در ساعت6:20 توسط معصومه و عاطفه
ســــــــــــــــــــلام....بروبکـــــــــــــس
تــــــــــــــولد اجی عاطفه خودمونــــــــــــــــــه......می خوایم بترکونیم
۱....۲.....۳.....موزِِِِِِِِِِِِِِِِِیــــــــــــــــک....
اهـــــــــــــــا....بهله جمعتونم که جمعه
مینـــــــــــا...سمانــه...سارای گل...ساناز ....اون یکی سارا جیگله.......عطیه اجی کوچیکه ناز
بزن دستوووووووووو.....اها...۶و۸ تیاش بیان وسط سریع...عاطی اگه اینو دوس نداری بریم تو فاز بندری
اها....بچه ها از خودتون پذیرایی کنین..
مینا برو در میزنن ببین کیه
معصومه کیک اوردن....
خو بیارش تو دیگه

woooooooooooooooooowچه خومشسههههههههههههه
اه......عاطی مواظب باش سارا و سمانه نیوفتن توش...
مینا حواست به ساناز باشه بد جوری داره نیگاش میکنه
خب بچه ها dj هم اومد
این خانوممم عاطی ...اونم گربه خوجلش
سمانه گل
اینم سارا جوووووون(ژون)
اینم اون یکی سارا(سیاوش)
اینم ساناز


خب عاطی خیلی رقصیدیم.....دگه بریم سراغ کیک......
اوهوووووووووووووووووووووووم
بخور بخوریهههههههه
خیلی سنگین شدم
اخ مینا برو کادوها رو بیــــــــــــــــــــــار
......
این داستان ادامه دارد...![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت1:13 توسط معصومه و عاطفه
دوستان خودم....معصومه هستم...بعد کلی بالاخره اومدم...اونم با دو عکس محسن..
در ضمن دوستای گلم که نظر گذاشتین سر فرصت بهشون رسیدگی می کنم..
اون دوستاییم که گفتن بنرشونو بزاریم به اطلاع می رسونم که قرار قالب وبلاگ عوض شه
و ما هم چون بنرارو تو قالب می زاریم فعلا این کا رو نکردیم..
به محض حاضر شدن قالب.این کارو می کنیم...
قربون همتون برم....
از عمو بهنام گل همون عمو باربد خودمون ممنونم بابت عکسا و اینکه خبرمون کرد...ممنون
عاطفه و مینا و سمانه و سارا و ساناز و بقیه هم خیلی ممنونم..دوستتون دارم


[ ]
+ نوشته شده در ساعت16:23 توسط معصومه و عاطفه
چه قدر دلم براتون تنگ شدهههههههههه بوووووووووووود!
دوباره تابستون شدددددددددددد!
اما نميدونم چرا از معصومه خبري نيس!
شبنم هم كه ازش خبر ندارم آخه كلوب رو فيلتر كردن!
چيزي ندارم كه بگم!
دلم براي همتون تنگ شده
بوووووووووووس
باي باي
--------------------------------------------------------
سلام
باز تابستون...باز پیوست...باز دوستای خوب و ناناس
عاطی جون منم دلم باست تنگیده....این گوشیم
خرابیده واسه اینه خاموشم...
شبنمم که خیلی بی معرفته...ازش خیلی ناراحتم...
به هر حال منم امیدوارم این تابستونه خوب باشه..
بای تا بعد
[ ]
+ نوشته شده در ساعت20:7 توسط معصومه و عاطفه
خودمم!آرههههه!عاطفه ام
باهام قهرید؟
خوب حق هم داریییییییییید
خیلی بی معرفتم نه؟!
به خدا نیستم
فقط یه شرایطی پیش اومد که نتونستم بیام دیگه!
میخواستم بعد عید دوباره بیام ور دست آبجی معصومه
اما دیگههههه!خوب روزگاره دیگه!
به شدت از همه عذز خواهی میکنم!
ببخشین دیگه!ملسی یه عالمه زیاده زیاد!
عذر خواهی مخصوص از:
آجی معصومه که مدیونشم
مینای عزیزم که فراموش شدنی نیست
آجی سمانه که یه عالمه دوسش دارم
ساناز جیگرررررررررم
فرگل نازم که با هم حرف زدیم
بعد دیگه؟!
آهان مهلا جووووون خوووووووووودم که از همه بیشتر دوسش دارم!
سارای گلم
سیمین و سروه عزیز
شادی جون که دیگه یادی از ما نمیکنه!
وای اسما یادم نمیاد!
اما اونایی که خیلی خیلی با هم بودیمو یادمه!
آهان حواس ندارم که!
فاطی گلم
سحر نازم
از همه مهمتر امینه جوووووووووووووووووون خودم!
بازم بیشتر از همه از معصومه عسیسم عذر میخوام!
حالا برای آشتی کنون یه عکس از محسن میزارم که زحمتشو خیلی وقت پیش مینا جون کشیدن
حالا نمیدونم دیدین یا نه؟!

خوب شد!
دیگه آّشتی؟!
پس مبارکه!

یه عالمه بووووس خومشزه برای آجی های گلم که باهام آشتی کردن!





هووووووووووورا!
من بی نهایت خوشحالم!









بازم از آبجی معصومه معذرت میخوام
خیلی دووووووووووووستوووووون دارم باور کنید!
بعدشم!
آهان!
عزیزم ساناز حونم کاری نکردم که!حالا اگه منو آبجی بزرگتر از خودت بدونی یه بارم بزرگتر تبریک بگه مگه اشکالی داره؟!
سارا جون منم خیلی وقت بود نیومده بودم نت اگه اومده بودم ازتون خبر میگرفتم!
خوب دیگه من برم که فردا امتحان عربی دارم!
برام یه عالمه دعا کنید!
دوووووووووستون دارم بیشتر از اونی که فکر کنید!
شکوفه های صورتی فدای مهربونیات
داروندارم یه دله اونم فدای خنده هات!
دل من با دل تو خورده گره نکنه ناز کنی باز کنی این دو گره
[ ]
+ نوشته شده در ساعت9:53 توسط معصومه و عاطفه
خب دختر پسرای خوب و توپ و پرانرژی و خلاصه هر چی شما دوس دارین اماده این؟
پس بزن بریم.....
خب بکس منم که امادن.....
خودم(معصومه خانوم)

اجی گلم عاطفه

اجی نانازم مینا

و اجی خوشگلم سمانه جوووووووووووووووووووون

خب خب سیمین و سروه جون...سعیده خانوم...سارا..پارمیدا و تبسم خانوم گل
ساناز...سحر..مهرناز..مرضیه.و مهلا جون و مریم و سپیده و سیمین و روشنک و وووو....

همه اومدیم اینجا که که که که که که بترکونییییییییییییییییییییییم![]()
ایوووووووووووووووووووووووووول؟ ایوووووووول![]()
از همین الان خشک نشینین بیان وسط....یالا..زود.
اها.......بزن زنگو...بگو ببینم خانوم میشناسی ارژنگو
وبین غذا ها چطور دوست داری خرچنگو؟
اها...ببینین کی اینجاس.....به به سلام اقای ساسی مانکن...نه عزیزم من مدیرعامل بانکم..![]()
ااا اقا محسن و سیاوش و کیوان هم که هستن...
شمام بیاین وسط سریع...اگه اینو دوسن ندارین بریم تو فاز بندرییییییییی![]()
هااااااااااااااااااااااااااااا ولکککککککککککک.




اینجا رو نیگاااااااااااااا

اها..مینا رو عاطی رو چه محرکه ای گرفتن..ما هم بریم....

وای بچه ها کی و داشته باشین...

دهنا همه اب افتاده...رژ لبا همه سرازیر شده همراه اب دهان




دست داداش ندردهههههههههههههههههههههههه
مرسی.............











تولدت مبارککککککککککککککککککککککک




سمانه حواست به کیک باشه...این پسرا بدجور نیگاه می کنن.
سمانه: اجی خودم حواسم هست...دست بزنن می دونم چیکارشون کنم..
دستت ندرده..
مینا تو هم اون گیتارو بیار که دیگه نمی شه کاریش کرد..






وای اینتو دنبال چی می گردی.


بچه ها مرسی از همتون بیاین سراغ کیک...
هر چی بزاق بود ریخت رو زمین.....
و دوباره میگم...

معصومه...بای![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت1:1 توسط معصومه و عاطفه
یاد اون روزا افتادم....روزای بهاری پرهیجان....زودی از مدرسه اومدن...شبکه یک...اخییییییی
خدا چقد دلم تنگ شده واسه اون همه هیجان..می دونم خود محسنو کیوانم اون موقع هیجانشون
خیلی خیلی زیادتر بود...از نگاهشون معلومه...
سال ۸۷ یک سال شیرین
سال ۸۷ روی هم رفته خیلی خوب گذشت٬ انگار خدا به من رو کرده بود....از همون اول سال که برنامه ی "سلام بهار" رو اجرا کردم درگیر کار بودم البته کارهای خوب!
به نظرم "ترانه مادری" نقطه عطف این سیر کاری سال ۸۷ باشد...هر چند که اولین کار بود و هنوز منحنی شکل نگرفته اما همین کار تاثیر زیادی در روند کاری ام گذاشت...البته این چند تا کار جدیدی رو هم که بازی کردم خیلی خیلی دوست دارم.
همبازی شدن با حامد بهداد
اسفند ماه در یک فیلم سینمایی بازی کردم به نام "کیمیا و خاک" به کارگردانی آقای رافعی که با حامد بهداد٬آزیتا حاجیان٬حسین یاری٬ سیاوش طهمورث٬ امیر آقایی و...همبازی بودم در این فیلم با یک گریم کاملا متفاوت حضور دارم و همچنین در سریال آقای فخیم زاده که بعد از اتمام تصویربرداری کیمیا و خاک کلید خورد ایفای نقش کردم.طبق عادت دوست ندارم در مورد نقش خیلی صحبت کنم چون فکر میکنم جذابیتش رو از دست میده فقط در همین حد بگم که خیلی دوستشون دارم و از همون اول ارتباط وحشتناکی باهاشون برقرار کرده بودم. فعلا٬ هم سینما و هم تلویزیون. یعنی فکر میکنم هنوز خیلی مونده تا بتونم تصمیم گیری کنم.یک بازیگر باید ۴ تا سابقه ی بزرگ و خوب داشته باشه و بعد انتخاب کنه یعنی اول باید ببینه به درد کدوم میخوره. البته واضح و مبرهنه که من به درد هر دو میخورم(!) در هر حال خودم دوست دارم و البته سعی میکنم در آینده گرایش پیدا کنم به سینما هر چند تلویزیون رو هم برای همیشه ترک نخواهم کرد.
دلم هوای کیوان رو کرده
حرف اجرا و اون روزا شد باید بگم چه قدر دلم برای دوست خوبم کیوان تنگ شده....
مدتی پیش هم برنامه ی "عصربخیر بچه ها" با اجرای خوبش روی آنتن رفت. اون برنامه به هر دوی ما پیشنهاد شده بود که من نرفتم و کیوان هم چند تا برنامه اش رو بیشتر اجرا نکرد. آخرین اخباری که ازش دارم اینه که تو سریال آقای مقدم بازی میکنه.
سخت ولی ممکن
سریال روتین رو با تموم سختی هاش دوست دارم البته اگر به دلنشینی ترانه مادری باشه. هر چند مشکله به طور صد در صد پیش از ساخته شدن کار٬ اینو گفت اما به هر حال با خوندن فیلمنامه تا حدودی میشه پیش بینی کرد. اگر چه پیش بینی سخته ولی ممکنه!
هفت سین یک سنت قشنگ
عاشق سفره هفت سین چیدن و لحظه سال تحویل پای هفت سین نشستن هستم.امسال هم اگر سر کار نباشم حتما طبق سنت این کار را تکرار خواهم کرد...هفت سین یکی از قشنگ ترین سنت های ماست.
عیدی های بابام!
همیشه قبل از سال تحویل٬ من و خواهرم پیگیر میشدیم که امسال از بابا چقدر عیدی میگیریم! این موضوع سوژه ی سرگرمی هر سالمون شده بود...یک سال که بیشتر از چیزی که انتظارش رو داشتیم میگرفتیم کلی کیف میکردیم اما یک سال دیگه که کمتر از حد تصور ما بود و حسابی میخورد تو برجکمون خودمون رو دلداری میدادیم که اشکال نداره در عوض برکت داره
پویا٬ یک بچه ننه
یکی از انتقاداتی که حین پخش ترانه مادری ازم میشد این بود که چرا به لبام فرم خاص میدم. همون چیزی که تو برنامه ی "ماه محبوب" هم مطرح شد. اما برای اون کار دلیل داشتم. یعنی اون کار برای شخصیت پویا بود برای یک پسر لوس و مامانی و گرنه من به شدت انتقاد پذیرم و حرف همه را گوش میکنم.
بالاخره قبول شدم
بالاخره با تلاش زیاد همون رشته ای که میخواستم یعنی مهندسی مکانیک گرایش سیالات قبول شدم اما ترم اول به دلیل اینکه پخش ترانه مادری تازه تموم شده بود و همه منو خوب یادشون بود وقتی میرفتم سر کلاس بلوایی میشد تماشایی! برای همین با مشورت با رییس دانشگاه و اساتید تصمیم گرفتم یک ترم مرخصی بگیرم.
عقاید بهدادی
طول نقش اصلا برام مهم نیست... عاشق اینم که سه تا سکانس بازی کنم اما به یاد موندی و خوب ظاهر بشم و به اصطلاح لنز دوربین رو بترکونم...دوست ندارم بگن محسن افشانی نقش رو میذاره رو ترازو و بعد انتخاب میکنه. بعضی ها فکر میکنن چون بهداد هم این نظر رو داره٬ منم میگم...در صورتی که اصلا این عقیده اش رو نمیدونستم بالاخره گرایش دیگه...من حامد بهداد رو دوست دارم.
عاشق مسافرتم
به شدت عاشق سفر کردن و مسافرت رفتن هستم. از هر فرصتی برای تغییر آب و هوا استفاده میکنم یا تنها یا با دوستام. خیلی وقتا هم این تصمیم بدون پیش زمینه و کاملا اتفاقی میفته٬ مثل چند وقت پیش که به خودم گفتم محسن بزن بریم شمال...صبح زود راه افتادم جاده چالوس...شب هم برگشتم.
تو ترکم
در مورد اجرا هم باید بگم که تو ترکم. از مدت ها پیش تصمیم گرفته بودم که دیگه اجرا نکنم تا قضیه ماه رمضان پیش آمد که اون برنامه رو تا شب دوازدهم اجرا کردم و بعدش به دلیل اینکه قرار شد با اجرای مشترک من و احسان علیخانی روی آنتن بره و احساس کردم فضای برنامه تغییر میکنه ترجیح دادم برنامه رو ترک کنم.
اما برنامه های دیگه ای مثل بوم سفید و با اجرا های دیگه رو کلا کنار گذاشته بودم این تصمیم که دیگه اجرا نمیکنم قطعیه٬ البته ممکنه یک برنامه خیلی خوب پیشنهاد بشه که نتیجه خوبی داشته یعنی شاید در سال یک اجرا...بد نیست!
در ضمن برنامه های تولیدی مثل "ایستگاه نوآوران" *و "دیار" هم اجرا کردم که هنوز پخش نشده.
اجرا یعنی تپق زدن
برای فیلمبرداری ترانه مادری چون من و سیاوش جز نقش های محوری بودم از ساعت ۶ صبح می اومدیم سر کار تا ۹ شب٬ برای همین فشار کاری زیادی رو تحمل کردیم. با توجه به اینکه اولین کار بلندی بود که انجام میدادم و عادت نداشتم زیاد اذیت شدم.فکر کن بدون هیچ تجربه ی کار بلند اینطوری با این حجم کاری رو به رو بشی. اجرا هم روتین بود و هر روز باید میرفتم اما نهایت وقتی که از ما گرفته میشد سه ساعت بود تازه تپق و سوتی هم که بخشی از کارمون بود یعنی تموم کار ما با همون تپق زدن ها قشنگ میشد نیاز به برداشت مجدد نداشت.
پرسپولیسی ام
ورزش کردن رو خیلی دوست دارم....مدتی هم هست که به تربیت بدنی سازمان میروم برای بدنسازی و شنا. اما برای تماشا فوتبال رو ترجیح میدم البته نه اینکه تموم دغدغه ام این باشه و همه بازی ها رو دنبال کنم اما ذاتا یک پرسپولیسی ام...چند وقتی است که از طرف پیمان ابدی دعوت شدم برای حضور در تیم فوتسال هنرمندان البته این تیم با تیم فوتبال باشگاه هنرمندان فرق داره...در این تیم حمید حامی٬ حمید عسگری٬ پیمان ابدی و...عضو هستند.
درس در اولویت
وابستگی زیادی به خانواده ام دارم٬ بنده های خدا به دلیل حضور نداشتن من تو خونه خیلی اذیت میشن٬ همین چند وقت پیش بود به دلیل اینکه سر کار بودم سه روز تموم پدرم رو ندیدم٬ داشتم از دلتنگی می مردم. من همیشه عاشق حرفه ی پدرم بودم یعنی طراحی دکوراسیون داخلی و صنایع چوبی. یادم میاد شش ساله بودم به بابام اصرار میکردم که من رو با خودش ببره سر کار٬ اما هیچوقت این کار رو نمیکرد و میگفت: تو هنوز بچه ای و باید بخوابی....برای همین هر وقت از خواب بیدار میشدم میدیدم باز رفته. یادم میاد یه روز صبح قبل از بیدار شدنش رفتم نشستم بالای سرش تا بیدار شد گفتم" من آماده ام بریم. دیگه مجبور شد که منم ببره.
از ۱۵/۱۴ سالگی به طور حرفه ای این کار رو انجام دادم و شاید از حرفه ای ترین کارگران اونجا هم حرفه ای تر کار میکردم. خیلی این کار رو دوست دارم حتی بیشتر از بازیگری! اما برای من همیشه درس اولویت اول بوده برای همین زمانی که این کار از من میگیره مانع میشه که دنبال درسم برم.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت4:55 توسط معصومه و عاطفه
ببینید چقد بدبخت شدم به پستای خودم پیوست میزنم..
بروبکس.......هر کس می خواد اسمش جز لیست پارتی یازدهم باشه
تو قسمت نظرات خبر بده...قربونت برم سریع فقط
----------------------=============----------------------
سلام سلام سلام سلام
بکس خودم از هفته دیگه خلاصه های بوم میاد رو وب
در ضمن فکر نکنین با بوم آشتی کردم.....نه
در ضمن طرفدارای سیاوش خیرابی عکسای سیاوش از فیلمو به زودی میزارم....
در ضمن یه خبر از محسن افشانی
اون روز صبح تو برنامه شبکه دو با اجرای سهیل محزون با محسن افشانی تماس
تلفنی داشتند....محسن گفت بعد از عید منتظر یه کار جدید از اون باشیم....
پس منتظر باشین
یادتون نره...
بای![]()
شکوفه های صورتی فدای مهربونیات
دار و ندارم یه دله اونم فدای خنده هات
[ ]
+ نوشته شده در ساعت1:2 توسط معصومه و عاطفه

























